تبليغاتX
تنها تر از سکوت
هر کجا هستم باشم , خدا با من است
چندین روز است که من

در میان هق هق بی صدا

و بغض های فراموشی

خاموش نشسته ام

و هی تماشا میکنم

هی تماشا میکنم  مثل تماشا خانه ای که از رونق می افتد

چشمان تو

حرکات تو

....همه..... از هم پاشید...

مثل صدای پارسی نابهنگام

نعره درد الود من....

و زجه های چند شبه تو

مقصر منم....

قلاده تقصیر مرا میبرد با خود به سوی وجدان

تو بگو.......

ناله کن........

بگو که به زجر هایت

من

 پایان دادم

 تا  اکسیژن برای نفس کشیدن کافیست

نقش تو در ابخور ابی رنگ میماند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 23:24  توسط شهرزاد سرمست  |