|
هر کجا هستم باشم , خدا با من است
|
گوش های دردناک شب
آویزه سه سوراخ
سه سوراخ گوش مروارید
سه رنگ
دو فیروزه
یک سفید
بیش تر دوستم میداری
با این خودآزاری
************
در این محدوده
اگر نفس بکِشی تورا نفس کـــُشان میدرند
اگر لب تازه کنی از باده ای
ساقی میکُشند
اگر طلب کنی بیارایی خویش را
سرمه دان میشکنند
و اگر دل را به مهمانی مهتاب
پشت پنجره شب بیآویزی
دیوار میکِشند
اینجا اتاق خواب زمین است
و ستاره های کهکشان راه شیری از اسارت حرف میزنند
صدای شب پره مانند ساعت
ساعت بی رحم وبد جنس
چه میفهمند شیشه و آهن
از ترس ارتفاع!
وقتی صبحدم افتاب بی حضور من طلوع نکرد
میفهمند در این محدوده دیوانگان
حضور ماه بانوی شعر
در مجلس یلدا کــُشان
نیازمند تاریکیست