تبليغاتX
تنها تر از سکوت
هر کجا هستم باشم , خدا با من است

گوش های دردناک شب

آویزه سه سوراخ

سه سوراخ گوش مروارید

سه رنگ

دو فیروزه

یک سفید

 بیش تر دوستم میداری

با این خودآزاری

************

در این محدوده

اگر نفس بکِشی تورا نفس کـــُشان میدرند

اگر لب تازه کنی از باده ای

ساقی میکُشند

اگر طلب کنی بیارایی خویش را

سرمه دان میشکنند

و اگر دل را به مهمانی مهتاب

پشت پنجره شب بیآویزی

دیوار میکِشند

اینجا اتاق خواب زمین است

و ستاره های کهکشان راه شیری از اسارت حرف میزنند

صدای شب پره مانند ساعت

ساعت بی رحم وبد جنس

چه میفهمند شیشه و آهن

از ترس ارتفاع!

وقتی صبحدم افتاب بی حضور من طلوع نکرد

میفهمند در این محدوده دیوانگان

حضور ماه بانوی شعر

در مجلس یلدا کــُشان

نیازمند تاریکیست

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 دی1387ساعت 3:36  توسط شهرزاد سرمست  |