تبليغاتX
تنها تر از سکوت
هر کجا هستم باشم , خدا با من است
بی چترم و بی هیچ سرپناهی

در امتداد امواجی که برای نابودیم

سالها دعا کردند

هنوز سبز میشوم

و دست هایم هر روز در عذاب شعری نو

ذوب میشوند

سر سخت تر از ایینه

برای به اثبات رساندن خود

در شکسته های باورت

تاریک ماندم

که بدانی

شهرزاد هنوز نفس میکشد

 در ابتدای نابودی  فصلی

که هیچ از سردی و سرما نمیداند

********

مست بودن در عالم

هذیانی طولانی ست

و عمری بی کفاف

و بی کفن

چه فرق دارد؟

هذیان تب تند شهوت

              با هذیان تب تند نفرت

و علاقه ای که بعد از سالیان دراز

بعد از هزاران نادیده گرفته شدن

اسوده

اسوده

سر باز میکند

چون زخمی چرکین

وخونابه های پاشیده شده اش را

هیچ دستی یارای پاکیزگی نیست...

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 3:19  توسط شهرزاد سرمست  |